تبلیغات
با هم دوست باشیم - خدای من

با هم دوست باشیم

صدا زدم خدای را که خسته و شکسته ام
ندا رسید صدای من به گوش کر نمیرسد

در انتظار مژده ای ز یار خود نشسته ام
بگفت او از عاشقی به تو خبر نمیرسد

برای وصل عاشقی دو  چشم و گوش بسته ام
بگفت از عشق عاشقان به تو اثر نمی رسد

خدای گفت عاشقی بسوز پای عشق خود
که جان دهی به فکر تو کسی دگر نمیرسد

چون جان بدادمش ورا شنیدم از صدای او
شمار عاشقان من به یک نفر نمیرسد



بچه ها لطفا اگه میتونید هم نظرات سازنده  بدید و هم منظور این داستان رو بگید
خیلی ممنون

نوشته شده در جمعه 23 اردیبهشت 1390 ساعت 12:00 ق.ظ توسط هاشم بهادری نظرات |



Design By : P I C H A K . N E T