تبلیغات
با هم دوست باشیم - خیلی دور خیلی نزدیک

با هم دوست باشیم

سلام دوستان
این پست یکم متفاوته
اینبار یکی از شعرای خودمو میذارم
البته یه قسمتی از کل شعره    باقیشو سانسور کردم:d
ببخشید که زیاد خوب نیست  اخه شاعر که نیستم!!!


اون روزا میخواستمت دست کیو بجام گرفتی
با  چشای  بی گناهم داد  زدم اما  میرفتی

تو میرفتی  و منم جای تو  عکساتو میذاشتم
بخداغیرخودت هیچ کسی رو دوست نمیداشتم

نرو ای عشق قریبم   بی تو اینجا چه غریبم
بی تو و دستای گرمت توی این کوچه غریبم

زیر بارون غم دستات  واسه من مرهم درده
تب عشقم,  غم دوریت که منو دیوونه کرده

واسه  دیدن دوبارت   همه دنیامو  میبخشم
به چشای مهربونت دوتا چشمامو میبخشم

نوشته شده در چهارشنبه 27 بهمن 1389 ساعت 01:50 ق.ظ توسط هاشم بهادری نظرات |



Design By : P I C H A K . N E T